اظهار محبت نسبت به امام زمان

انسان هركه را دوست داشته باشد در حقش دعا مي كند، براي حفظ جانش از بليات و حوادث آسماني و زميني صدقه مي دهد در مشاهد مشرفه و اماكن مقدسه به نيابت از او عبادت و زيارت مي كند، و دقيقأ سزاوار چنين است كه دوستان و عاشقان حضرت مهدي روحي له الفداء به بهانه هاي مختلف محبت خود را به آن گرامي ابراز دارند. گاه در قالب دعا و گاه هنگام دادن صدقه و گاهي هم در مراسم حج و زيارت قبور اجداد طاهرينش ، تا شايد ياد و ذكر او باعث نورانيت و قبولي عمل گردد.
 
 
ناگفته نماند در صورت ايمان و اعتقاد ، ذكر صلوات و نذر آن براي سلامتي حضرت بقية الله (عج) گره گشاي بسياري از مشكلات است .
 
 
 
*******
 
تا دل آشفته ام شيفته ي روي توســـت
 
هر طــــــرفي رو كنم روي دلـم سوي توست
 
بگرد بيت الحرام طواف، بر مـن حـــــــرام
 
    اي صنم خوشـخرام كعبه ي من كوي توست
 
دل ندهم از قصور بصحبت حســــن حــور
 
  بهش‍‍‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ــــت اهل حضور صحبت دل جوي توست
 
زنده ي لعل لبت خضر و نباشد عجيــــب
 
     چشمه ي آب حيات قطره اي از جوي توست
 
راهـزن رهـــــروان غمــــزه ي فتّــــــان تو
 
 دام دل عـــــارفان سلســــله ي موي توست
 
ســـــوز و گذار جهان از غـــم غمّازيــــــت
 
                               راز و نياز هــــــــمه در خـم ابــــــروي توست
 
طايفه اي مست مي مست هوا فرقه اي
 
منتقر بينـــــوا مســـــت هياهـــــوي توسـت
 
 
مرجع :سيره عملي اهلبيت (ع) ،حضرت امام مهدي (عج) ، تأليف: سيد محمد كاظم ارفع
 
http://bfnews.ir/images/docs/files/000044/nf00044828-2.jpg
 

تاریخ ارسال : شنبه 18 اردیبهشت 1395   3:21 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

تا جمکران دوباره می آیم

دو مرحله، در عملیات بیت المقدس آمده بود خط مرزی شلمچه با لباس سپاه و عمامه به سر. دو تا بی‌سیم چی دنبال او می‌دویدند. دوربین کشیده بود و شبکه برق منطقه عمومی بصره را نشان می‌داد و می‌گفت: اگر هدف عملیات خرمشهر نبود می‌توانستیم بصره را تصرف کنیم. همان وقت یک بسیجی آمده بود و می‌پرسید: با لباس خون آلود می‌شود نماز خواند یا نه؟ با حوصله جواب او را داد و مقداری هم چرب و نرم‌تر از حد معمول. به او گفتم. این بنده خدا هم فرصت گیر آورده. عاشق عمامه تو شده. گفت: " وقتی اون سوال شرعی می‌پرسه به ویژه از نماز، من دیگه فرمانده نیستم. این همون چیزیه که من میخوام."

 

تا جمکران

 

 

" با توسل به اهل بیته که میشه به جایی رسید. یه جرقه کافیه تا تو رو از این رو به اون رو کنه. آدم دیگه‌ای می‌شی. من توی توسل‌های قبل از عملیات دنبال این حال و هوا برای بچه‌ها هستم".

 

برای من نگاه کردن به مصطفی عبرت بود و لحظه لحظه درخشش این جرقه را در او مي­ديدم. اين همه تحول از کجا بود؟

 

يکبار مي گفت: "در قم که درس مي­خوندم روزهاي پنج شنبه مي رفتم عملگي ، خسته و کوفته ، غروب راه مي­افتادم طرف جمکران .مثل ديوانه ها، پابرهنه، تا اونجا يابن الحسن يابن الحسن مي گفتم".

 

هميشه با خودم مي گويم مصطفي هر چه داشت از توسل ايام طلبگي بود. خالص. خالص.

 

یادی از شهید مصطفی ردانی‌پور- برگرفته از كتاب بوي باران، سيد علي بني لوحي

 

تاریخ ارسال : جمعه 17 اردیبهشت 1395   3:21 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

یک جمعه ی دیگر هم غروب کرده . . .

ک جمعه ی دیگر هم غروب کرده . . .

 

 

 

گفتم: دلم گرفته و ابرهای اندوهش سیل آسا می بارد. آیا نمی خواهی با آمدنت پایان خوشی بر دلتنگیم باشی.

گفتی بگو:❣ الّلهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ ❣

گفتم: اگر امید آمدنت نبود، اگر روز خوش ظهور در ذهنم تجلی گر نبود، هیچ گاه روزگار انتظار را برنمی تابیدم. آیا نمی خواهی به خاطر تنها دلخوشی دل غمدیده ام بیایی؟

گفتی بگو:❣ الّلهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ ❣

گفتم: روز آمدنت نبودم، روز رفتنت هم نبودم،
اما حالا با التماس از تومی خواهم که روز ظهورت باشم؟


گفتی بگو:❣ الّلهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ ❣

گفتم: تو که گفتی با غم شیعیانت دلتنگ می شوی، اما من سوختم و از تو خبری نشد؟

گفتی: بگو: ❣ الّلهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ ❣

گفتم: چه روزها و چه شبها این دعا را زمزمه کرده ام اما تو نیامدی.

گفتی: صدای تپش های قلبت را بشنو، اگر از جان برایت عزیزترم با هر صدای تپش قلبت باید

زمزمه کنی❣ الّلهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ ❣

و من به عقب بازگشتم و دیدم که چه سالها قلبم تپیده و برای آمدنت دعای فرجنخوانده ام، ای عزیزتر از جانم

تاریخ ارسال : سه شنبه 14 اردیبهشت 1395   6:06 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

راز عشق

راز عشق

امام زمان

 

شعری به رسم هدیه...سلامی به رسم یاد

روز تولد تو سپردم به دست باد

 

ای باد راه خانه موعودمان کجاست
ای رودهای گمشده مقصودمان کجاست

 

ای کاش باد بود و غزل بود و جاده ها
می آمدیم سوی تو ما پا پیاده ها

 

می آمدیم عرض ادب، عرض احترام
تبریک عید و گفتن لبیک یا امام

 

می آمدیم و هدیه ناقابلی...که نیست
با چشمهای منتظر و با دلی که نیست

 

روز تولد تو زمین مهربان تر است
خورشید شادتر شده گویا جوان تر است

 

کوچه به کوچه زمزمه طاق نصرت است
عید است و جمکران تو امشب قیامت است

 

چشمم به سمت آینه‌ های مقابلت
قلبی شکسته دارم و شعری که مایلت

 

دورم ولی تو مرحمتت دیر و دور نیست
بودن فقط منوط به شرط ظهور نیست

 

مادربزرگ گفت که او حیّ و حاضر است
بر هر چه می‌ کنیم نگهبان و ناظر است

 

دستش گره گشاست نگاهش گره گشاست
یک خنده روی صورت ماهش گره گشاست

 

ای دل چرا شکسته و ساکت نشسته ای
چیزی بگو که ندبه و آهش گره گشاست

 

شعبان کرامت است و شفاعت علی الخصوص
ماه تمام نیمه ماهش گره گشاست

 

شب پشت شب گره به گلوی غزل زده
حلقه به حلقه زلف سیاهش گره گشاست

 

حلقه به حلقه در زده تبریک گفته ام
نام تو را درین شب تاریک گفته ام

 

نام تو روشنایی صبح است و راز عشق
خواندم پس از اذان طلوعت نماز عشق

 

روز تولد است و سلام و ارادتی
دادم به دست باد به شوق زیارتی

 

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:47 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آسمان! امشب جمال حق تعالی را ببین

آسمان! امشب جمال حق تعالی را ببین

امام زمان

 

آسمان! امشب جمال حق تعالی را ببین

نیمه ی ماه محمد، ماه زهـرا را ببیـن

بـرفراز دست مولانـا امام عسگری

ماه نـرگس، آفتاب عالم آرا را ببیـن

پای تا سر، سر به سر، آئینه شو آئینه شو

چون شدی آئینه آن رخسار زیبا را ببین

با همه سیّارگان دور زمین آور طواف

آفتابِ بـامدادِ عـرشِ اعـلا را ببیـن

روح شو، بـر بـام شهر سامره پرواز کن

چشم شو، خورشید غایب از نظرها را ببین

بـر فـراز مهـد مهدی پـرواز کن

لحظه لحظه شمع جمع آل طاها را ببین

همچو نرگس با گل لبخند از هم باز شو

در ریاض نور، حُسن حق تعالی را ببین

ای چراغ ماه، از خورشید زیباتر شدی

غرق در انوار حُسن حق ز پا تا سر شدی

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:42 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

حافظ آیات

حافظ آیات

امام زمان

 

دل شود امشب شکوفا در زمین

می زند لبخند شادی بر زمین

آسمان ِ دل تبسم می کند

روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام

انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب رازهای مرتضی

یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا

حاصل جمع ِ تمام اولیا

ای قدمهایت صراط المستقیم

حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک

اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای  اوج قله، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی

عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین

جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین

زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل

کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی

نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است

مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو

صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را

پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند

تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم

روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست

در میان خیمه دیگر آب نیست

وای بر طفل رباب و اضطراب

خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند

جرعه ای نوشاند و خوابش کند

کربلا و یک بیابان اشک و آه

شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان

کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود

با دو دست فاطمه امضا شود

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:41 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی